دکتر پشت پیشخوان ایستاده بود مردی که از مشتریان ثابت داروخانه بود وارد میشود و به سمت دکتر میرود و شروع میکند :دکتر بچه ام دوازده ماهشه هفته پیش بدلیل سرفه های زیاد بردمش دکتر... دکتر بهش سفیکسیم داد و شربت کتوتیفن داد سفیکسیمش رو یه هفته خورد و بدستور پزشک قطع کرد اما هنوز سرفه میکنه
دکتر به او توضیح میدهد : کتوتیفن رو ادامه بده اگر میبینی اثر نکرده به خاطر اینه که این دارو اثرش رو دیر نشون میده ولی به مراتب اثرش ماندگار تر از باقی داروهاست و در عین حال برای سرفه های حساستی خشک بهتر عمل میکنه چون باعث میشه جدار ماست سل ها * پایدار بشه و حساسیت عود نکنه در ضمن باعث افزایش اشتها هم میشه ....
دکتر همچنان توضیح میداد و عباسقلی داشت با چشمان باز وبا دقت به حرفهای دکتر گوش میداد بعد از اتمام حرفهای دکتر عباسقلی جلو میاید و داروی مورد نظرش را میگیرد وبیرون میرود
چند لحظه بعد
دکتر برای کاری قدم از داروخانه بیرون میگذارد
عباسقلی همچنان در بیرون داروخانه ایستاده است که دوستی اورا صدا میکند و حالش را جویا می شود
ها کجا یی خدا بدنده
-رفته بودم داروخونه تو کجا
منم دارم میرم داروخانه این بچه ام سه سالشه اشتها نداره از طرفی شبا سرفه میکنه
-دکتر نمیخواد ببین یه دارو بهت میگم بگیر شربت کوتوفن بده برای سرفه اش خوبه اشتهاشم وا میکنه ماستم خوبه همراش بدی اثرش رو موندگار تر میکنه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟
* مهم نیست چه معنی میدهد چون عباسقلی هم نمیدانست