مریض:نا مردا...مگه من دفترچه بیمه نداشتم چرا داروهامو آزاد حساب کردین....
کی گفته ...
خانوم دکتر...گفته اومدن زرنگی بکنن هم برگه تو کندن هم آزاد حساب کردن مگه میشه با بیمه ۹۰۰۰تومان
برکه دوم دفترچه اش را نگاه میکنم
مرد حسابی فقط دوقلم سفکسیم و ضد کزازت ۱۵۰۰۰تومان میشه حالا باقیش طلبت چطوری آزاد حساب کردیم
ومرد غرغر کنان میرود
متورال(متوپرولول)
زن باعصبانیت:خانمو دکتر گفته داروهاتو اشتباه دادن چرا دقت نمی کنین من مریض قلبی ام نمونه داروهامو دادم خانم دکتر بنویسه....
نمونه هاتو ببینم مادرجان..
قرص متوپرولول البرز دارو که با نام تجاری متورال عرضه میشد وما به جای آن متوپرولول کارخانه دیگر را داده بودیم.
خوشبختانه یکی ازدوستان پزشک که خانم مربوطه را هم می شناخت ومادرش هم از آن قرص استفاده میکرد به دادم رسید و اورا قانع کرد.
روز نورتلیپتیلین(نور تلیپتیلین روز دارو)
مردی مظلومانه وارد میشود به سمت من می آید:آقای دکتر چرا بچه ها دقت نمی کنن.
چی شده پدر جان
من قرص نورتریپتیلین میخواستم دستور پزشک شبی یک عدد بوده ولی این قرص مخصوص روزه
دوزاریم افتاد ..اومدم بگم این روز مال کارخونه شه گفتم بابا ولش کن معذرت خواهی کردم و به جاش نورتلیپتیلین کارخونه دیگر رودادم
انالاپریل
مریض در حالیکه ناراحتی ازگوش هایش هم میزد بیرون :آقاجان صدبارگفتم اگر داروی من و ندارین بگید ندارم چرا بدون نظر من مشابهش را میگذارید قرص من رنگش صورتی بود این سفیده
بعله این یکی انالاپریل کارخونه عبیدی رو میخواسته ما مال سبحان روداده بودیم...قانع نشد ورفت
مرض بعدی...من دیکلوفناک میخواستم شما دیکلورامین (دیکلوفناک کارخانه راموفارمین) دادین
مریض بعدی تر
من کاربازپین مصرف میکنم شما کاربارام دادین
مریض های بعدی تر....
.....
.....
مقصر کیست داروساز... پزشک...یا کارخانه ها....
امسال نه عیدش معلوم بود نه سیزدهش سیزده... سال تحویلش که نصفه شب بودو سیزده ش هم که بارون وسیل.
قدیما که میرفتم مدرسه از سیزده بدم میومد واصلا حالم گرفته می شد چون بعدش باید میرفتم مدرسه..بعدش که دانشجو شدم از سیزده خوشم میومد چون بعدش میرفتم دانشگاه و خوابگاه وجمع شدن دوباره بچه ها دور هم و........حالی به حولی
اما از زمانی که داروخونه شبانه روزی باز کردم نه میدونم عید چیه نه سیزده نه تعطیلی نه جمعه نه عید....جالبه نسخه پیچ ها رفتن تعطیلات عید و سیزده بدر اما من عین سیزده روز رو از خروس خون تا بوق سگ تو داروخونه بودم.
اما امسال شدیدا از تمام شدن تعطیلات ناراحتم نه بخاطر پایین آمدن فروش داروخونه بلکه بخاطر اینکه دوباره مجبورم قیافه ویزیتورهای شرکت های مختلف رو تحمل کنم خصوصا بعضیاشون که واقعا آویزونند